|
سوخت های ارگانیك و فسیلی در یزد دهه 40 |
|
|
|
|
نوشته شده توسط دبير
|
|
چهارشنبه, 30 آذر 1390 ساعت 23:22 |
|
علیرضا آیت اللهی
یزدان نیوز:
و امٌا نیمسوز !
برگردیم به دهه 1340 ، و جریان سوخت زمستانی كه در این باره پیش از این اشاره ای به وضع هیزم ، به مفهوم خاصٌ آن كردم . خیلی از مردم آن زمان فكر می كنند كه از نظر وزن و حجم میزان استفاده از هیزم به هیچ وجه من از وجوه قابل مقایسه با نیمسوز و سایر حامل های انرژی نبوده است . امٌا بحث این است كه ابتدا نسل آینده و حتی نسل كنونی حامل های انرژی آن دوره را بشناسد ؛ و پش از آن به مصرف كنندگان هر حامل توجٌه شود .
حامل های انرژی در دهه 1340
- هیزم
- نیمسوز
- هیمه
- زغال
- خاكه زغال
- پوسته گردو ، بادام ، فندق ، تخمه ، و... غوزه پنبه
- پهن گاو
- و.....
مصرف كنندگان این حامل ها ، حلا صرفنظر از میزان مصرف آنها ، به چهار گروه اصلی تقسیم می شدند :
- كارخانه های جدید كه از مصرف سوختشان بی اطلاعم
- مجامع و مراسم عمومی ( به ویژه روضه خوانی ها )
- حرفه ها و اصناف
- خانوارها
هم در مجامع و مراسم و هم در بین برخی از اصناف ، نیمسوز مصرفی بسیاربالا و گاه همدوش هیزم داشت .
نانوایی ها كه یكی از بیشترین مصرف كنندگان سوخت بودند تا آنجا كه من می دیدم بسیار بیش از سایر حاملها از هیمه ( به یزدی : یوشن ) استفاده می كردند ؛ چرا كه آتش هیمه به ارتفاعی كافی شعله می كشید تا بتواند نان را در تنور ، علاوه بر پختن ، برشته و مطلوب مشتری هم بكند .
كبابی ها كه تعدادشان هرگز به تعداد انگشتان دو دست نمی رسید از زغال و خاكه زغال مرغوب استفاده می كردند .
امٌا برخی از آهنگری ها را دیده بودم كه گویا استفاده از نیمسوز را بر سایر سوخت ها ترجیح می دادند (1) حتی شنیدم كه در كلٌه پزی ها و دوباب چلوخورشتی (2) در شهر نیز وضع به همین ترتیب بود ؛ در خصوص قنٌادی ها ، شیرینی پزی ها ، حلوایی ها ( فالوده پزی ها ) و... نیز صدق می كرد ؟ .
در مراسمی چون روضه خوانی ها هم بیشتر از نیمسوز استفاده می كردند و آن را دو منظوره می دانستند ؛ یعنی ابتدا آن را برای گرم كردن محل هائی خدماتی ، جوش آوردن آب ، و ...بكار می بردند و همین كه قابل خرد شدن به صورت حبٌه های زغال آتش می شد آن را برای استفاده در منقل ها و ریختن در آتشخانه ی سماور و...نهایتا" آتش سر قلیان به كار می بردند .
مجموعا" به نظرم سهم نیمسوز در سوخت زمستانی شهر كمتر ، یا چندان كم تر ، از سهم زغال نبود . خرید و فروش آن هم تابعی از خرید و فروش هیزم می نمود ؛ و در همین ماههای آبان و به خصوص آذر ...
(1) محیط شهر یزد در آن روزگار بسیار بسیار امن تر ، برادرانه تر و صمیمی تر از امروز بود و وسایل تفریح هم بسیار كم تر . این بود كه گاه وقتی از دبستان بیرون می آمدیم چندنفری كه همراه بودیم تا به خانه هایمان برسیم به تفریح می پرداختیم و از جمله گاه وارد كارگاه هایی چون آهنگری مازاری ، عصٌاری ، روغنگری ، و... می شدیم و می ایستادیم به تماشا . اتفاقا" بنده در نوشتن این خاطرات به این دلیل كمی عجله دارم كه اوٌلا" هم سنٌ و سالهایم لطف فرموده اشتباهاتم را ، كه مسلٌما" دارم ، تصحیح فرمایند ؛ ثانیا" شاهد واقعیٌت جریاناتی باشند كه برای نسل كنونی غیر قابل باور می نمایند .
(2) یك چلوخورشتی در ضلع شرقی خیابان كرمان متعلق به آقای نگهی بود ، و چلوخورشتی متعلٌق به اصغرچلویی هم بنام « ... اسلام » در ضلع جنوبی خیابان قیام بین بازارهای مسگری و زیر منار قرار داشت .
منبع: a-r-ayatollahi.mihanblog.com |